تبلیغات
وول وولك های ذهنی من - بوی ماه نارنگی
 
درباره وبلاگ


من یه آدمم! یه آدم معمولی! کسی که کلی وول وولک توی ذهنشه و برای نوشتن قلقلکش می دن!

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وول وولك های ذهنی من
من یه آدمم! یه آدم معمولی! کسی که کلی وول وولک توی ذهنشه و برای نوشتن قلقلکش می دن!




 

مهر ماه و سی روزی كه سناریوی نانوشته من تمام شد و قسمت جدیدی از زندگی در حال ساخت است. همه ی آدم ها رفتند دنبال كار و زندگی خودشان...پزشك ها دوباره مطب نشین شدند... كاسب ها كسب و كارشان رونق نگرفت!... دكه های روزنامه فروشی به سیگار فروشی تبدیل شدند و من هم همانی كه بودم ماندم

مهر ماه و سی روزی كه من باز هم در آن عاشق شدم. عاشق خودكار هایی كه روان می نویسند... عاشق كاغذ هایی كه سفیدند و قرار است همیشه سفیدباقی بمانند... عاشق جایی كه یك نیمكت دارد و تنها من روی آن نشسته ام  جایی كه آدم می تواند با تنهایی خودش تنها بماند... عاشق عروسك های سرامیكی پشت ویترین اسباب بازی فروشی ها كه زل می زنند به چشمهایت و می خواهند بخریشان... عاشق دست بند هایی كه شاید خوشش بیاید ... شاید روی دستش قشنگ شود!

مهرماه وسی روزی كه گیر افتاده است بین تابستان ماندن و پاییز شدن. برگ ها زیر نور آفتاب و گرما زرد می شوند و هیچ كس نگاهی هم بهشان نمی كند. سی روزی كه هنوز طعم نارنگی های نارنجی شده اش به زبانم نرسیده... هنوز هم باید طعم ترش سبز بودن ها را تحمل كرد...

مهر ماه و سی روزی كه پر است از نگاه . نگاه آدم های غریبه ای كه نمی دانی.. مفهومش را نمی فهمی... نگاه هایی كه معلوم نیست پشت چمهایش چیست...قبلا تو را جایی ندیده ام؟... از روی تنفر.. شاید هم درخواستی برای دوستی! نگاه هایی كه هر كدام رنگی دارند ومن دنبال رنگ بنفشی می گردم كه تنها در چشمهای...

مهر ماه و سی روزی كه ماه شب چهاردهمش به نام من است...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 مهر 1389 :: نویسنده :
نظرات ()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:55 ق.ظ
Keep this going please, great job!
شنبه 1 آبان 1389 03:39 ب.ظ
معذرت که خیلی دیر اومدم تا تولدتو تیریک بگم. تولدت مبارک گلم....
زیبا می نویسی.
چهارشنبه 21 مهر 1389 08:55 ب.ظ
سلام دوست عزیز
ممنون که سر زدید.
در ضمن نوشته هاتون خیلی عالیست
و
زیبا...
سبز باشید و پاینده...
چهارشنبه 21 مهر 1389 04:54 ب.ظ
یاهااااااااااااااااااااااااااهاااااااا
الان احساس خوبی بهمان دست داده است
نقطه!
سه شنبه 20 مهر 1389 09:52 ب.ظ
آخ که من عاشق پاییزم . عاشق آرامش پاییز . سرمای شور انگیزش . رنگ گیراش. خیلی خر شانسی که شب 14 به دنیا اومدی . راجع به پست های قبلی ام بات همذات پنداری میکنم .قربانَت . بوس بوس . دو نقطه دی
جمعه 16 مهر 1389 03:03 ب.ظ
با چنین نثر زیبایی مهر ماه دل نشین ترین ماه خواهد بود

ارامش ماه شب چهارده تقدیم شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر